فنگ شویی خوانی و عوارض آن

 

این روزها کتاب فنگ شویی برای زندگی در آپارتمان رو می‌خونم! دی!‌ خب!‌ پس نتیجه می‌گیریم که باید توی خونه جای اتاق خواب، حمام و سیستم بهداشتی، آشپزخانه، نشیمن، چیدمان وسایل، همه پنجره‌ها  و همه درها و همه قاب ها و مجسمه ها رو عوض کنیم!‌ خب!‌ اینجوریاست!‌ بسی مایه خوشحالیه که بیل و کلنگ در خانه موجود نبود ونیست وگرنه احتمالا اوستا بنایی می‌کردم و خونه رو طبق اصول اصیل فنگ شویی درست و حسابی درست می‌کردم!‌ ابله مطمئنم که خیلی خونه خوبی می‌شد! مژه

از شوخی گذشته کلیت کتاب خوبه و میشه نکات خیلی خوبی رو ازش یاد گرفت و عملی کرد اما رعایت بیشتر مسائلش از نظر من با توجه به سبک زندگی و محدودیت فضای آپارتمان های اغلب ماها شدنی نیست!‌

قسمتهایی از کتاب:

مهم‌ترین فضاهای یک خانه از نظر فنگ‌شویی، آشپزخانه و اتاق خواب اصلی آن است.

 در چین به طور سنتی، آشپزخانه مهم‌ترین فضای یک آپارتمان شناخته می‌شود. زیرا اجاق خانه به شکل نمادین جایگاه ثروت خانواده است در آن قرار دارد. اجاق نباید در مقابل در ورودی آپارتمان، دستشویی، و یا در اتاق خواب اصلی قرار گیرد. اجاق باید همیشه تمیز و به خوبی کار کند. در فنگ شویی هر وسیله ای که به صورت ناقص کار کند، آزاردهنده و مولد چی منفی به شمار می آید. اگر یکی از وسایل آشپزخانه درست کار نکند، باعث ایجاد مشکل در زمینه شغلی ساکنان خانه خواهد شد.

محل کف شور و لوله های فاضلاب در حمام و آشپزخانه نباید در معرض دید قرار گیرند. زیرا آب نماد ثروت است و در فنگ شویی مشاهده ناپدید شدن آن در فاضلاب بسیار مذموم تلقی می شود.

- بهترین محل برای استقرار  اتاق خواب، مکانی دور از در ورودی خانه است. همه ما در هر روز حدود هشت ساعت از وقت خود را صرف خوابیدن می کنیم. و از این رو اتاق خواب باید محلی امن و آرام باشد تا بتوانیم با خوابی عمیق، خستگی کار را از تن بیرون کنیم. محل قرارگیری در اتاق خواب بسیار مهم است. در صورت تقارن در ورودی خانه و در اتاق خواب، تمامی امنیت حاصل از قرارگیری این اتاق از بین می رود. ورودی اتاق خواب نباید در مقابل در حمام یا آشپزخانه باشد. درون اتاق، تعیین محل استقرار تختخواب بسیار مهم است و باید به گونه ای باشد که شخص در حال دراز کشیدن روی تخت بتواند افرادی را که به درون اتاق می آیند، ببیند. گوشه قطری دیوار سمت مقابل در، بهترین محل برای گذاشتن تختخواب است.در هنگام انتخاب محل، یک نکته را نباید فراموش کرد و آن حفظ تعادل و زیبایی اتاق در کلیت است.

- اهمیت اتاق نشیمن به واسطه استفاده افراد خانواده از این محل برای تجمع، استراحت و گفت و گو است و به همین دلیل این فضا باید راحت و در عین حال جذاب باشد. نشیمن باید منعکس کننده روحیات و علایق متفاوت ساکنان خانه باشد. در قفسه های کتابخانه می توان کتابهای مورد علاقه اعضای خانواده را قرار داد، و عکس ها و مدارک تحصیلی آنها را بر روی دیوار نصب کرد. اگر یکی از اعضای خانواده به گردآوری کلکسیون شی ء خاصی علاقه دارد، بهترین محل برای ارائه آن اتاق نشیمن است.

ادامه دارد ... لبخند

 اطلاعات کتاب:

فنگ شویی برای زندگی در آپارتمان / ریچارد وبستر / ترجمه محمد قراچه داغی / نشر آسیم / 1391 / 4500 تومان

 

  
نویسنده : لی‌لی کتابدار ; ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ٢٦ شهریور ۱۳٩۳

عواقب زرنگی زیاد

دیشب قبل خواب و موقع نوشتن یادداشتهای روزانه جوگیر شدم طبق این مقاله آی بانو دو تا کارو با هم انجام بدم! همزمان که می نویسم، خوشگلاسیون هم بکنم! عینک

البته سه تا کار : چای سبز و ماسک اسکراب و نوشتن یادداشتهای روزانه! دی نیشخند

نتیجه: چای سرد شد! برگه های دفترم هم مثل من ماسکی شدن! یادداشتهام موند واسه بعدتر و فقط تونستم ماسک بزنم! چون ماسک اسکراب نیاز به حرکات چرخشی داره و قطعا هر دو دست لازمه! چشمک 

نتیجه گیری اصلی برای خودم: لدفن مطالب رو با دقت بیشتری بخون! هر کاری رونمیشه همزمان با کار دیگه انجام داد! اینقدر زرنگی نکن!

  
نویسنده : لی‌لی کتابدار ; ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز ٢٦ شهریور ۱۳٩۳

سبک و سالم

از اونجایی که آشپزی یه کار روزانه‌ است، خیلی برام مهمه که تبدیل به یه کار دوست داشتنی باشه . برای همین همیشه سعی می کنم راحت آشپزی کنم تا از این فرایند روزانه لذت ببرم. موسیقی گوش کردن و دم کردن یه دمنوش عالی موقع آشپزی جزو اصلی آشپزی ام محسوب میشه. مثل مواد لازم! فکر کنم هیچ چیزی به اندازه آشپزی حال واقعی منو نشون نده! شاید لازم نباشه اطرافیان بخوان حالمو بپرسن! اگه آشپزی می کنم یعنی حالم خوبه و وقتایی که نه، یعنی خیلی خوب نیستم! از اصلای مهم آشپزی ام - که قبلا نبوده و الان به شدت رعایت میشه - تازه خرید کردنه! هر روز سبزیجات میخرم و نهایت موندن یه ماده تازه در یخچال یک روز و نصفیه!

دوستی دارم که از بحث انرژی و انرژی درمانی خیلی اطلاعات جالبی داره! بهم گفته مواد غذایی مثل سبزیجات فقط 72 ساعت بعد چیده شدن انرژی دارن و بعد اون فقط تفاله غذایی به حساب میان! انواع گوشت ها هم همینطور! فقط بعد 72 ساعت انرژی طبیعت رو منتقل می کنن! نظر خودش اینه برای همینه که خیلی ها غذا می خورن اما از غذا انرژی های لازم رو نمی گیرن!

دی! حالا مدتیه من دارم به این قضیه توجه می کنم و هر روز در مسیر برگشت به خونه یه چیز تازه میگیرم. یه روز کاهو و یه روز کلم و یه روز لیمو ترش! حتما یه ماده غذایی تازه هر روز در برنامه غذایی ام می زارم!

  

و نتیجه:

ادامه مطلب   
نویسنده : لی‌لی کتابدار ; ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز ٢٦ شهریور ۱۳٩۳

دوست داشتمممم ...

Success is not for the lazy

 

منبع عکس:

http://theeverygirl.com/travel-tumblers-now-available-in-everygirl-shop

  
نویسنده : لی‌لی کتابدار ; ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز ٢٥ شهریور ۱۳٩۳

سالم و ساده و سبک و خوشمزه

دیشب دیر رسیدم خونه و چون برام مهم بود حتما یه شام سبک بخورم و هم برای فردا - یعنی امروز ظهر غذای سالمو خوشمزه با خودم بیارم تند تند این شام حاضری رو در سه دقیقه درست کردم!

 

مواد لازم: سبزیجات سالم مخصوص سالاد، لوبیا چیتی چیلی، زیتون، کنجد و روغن زیتون فراوان!

  
نویسنده : لی‌لی کتابدار ; ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز ٢٥ شهریور ۱۳٩۳

دومین سفر به مجله ی رویاها

 

زمان دقیقی که اولین بار یکی از دوستان مجازی مجله رنگی رنگی رو بهم معرفی کرد رو دقیقا یادم نیست ... خیلی ها خیلی وبلاگا و سایتها بهم معرفی کردن و گفتن این عین خودته و یا عکساش مثل عکسای خودته و این حرفا و من رفتم سر زدم ولی و اما ... اسم رنگی رنگی برام جالب بود. مثل ایده خودم از سبک زندگی که رنگین کمونی بود. سریع رفتم سراغش و بعدش فکر می کنین چی شد؟!!! اون روز ساعت ها و ساعت ها توش می چرخیدم و مطالبش رو می خوندم و عکساشو نگاه می‌کردم!

بارها شده بود که سایت یا موسسه ای ازم خواسته بود که براشون معرفی کتاب بنویسم و من همیشه نداشتن وقت رو بهونه کردم و سعی کردم انرژی ام رو واسه وبلاگ کتاب خودم بزارم و کتاب های بهتر و بیشتری بخونم! اما در مورد رنگی رنگی این قضیه فرق می کرد، چون واقعا حس می کردم سایت مرجع منه و بهش خیلی چیزها رو مدیونم! حس های خوبی که وقت خوندن مطالبش می گیرم و انرژی مثبت و حرکت دهنده ای که هر روز از مطالب مجله شون می گیرم! برای همین داوطلبانه و با علاقه خیلی زیاد دوست داشتم برای مجله محبوبم اینکارو انجام بدم و کتابایی معرفی کنم که توشون لبخند و رنگ و پیام های شادی بخش و امید داشته باشه. کتابهایی که رنگی رنگی باشن و یه آدم رنگی باید اونا رو بخونه!

از اونجایی که کتابهای کاغذی مدتیه خیلی خیلی گرون شدن و حتی خود من هم که خیلی عاشق کتابم نسبت به قبل خیلی کمتر کتاب می خرم، رنگی رنگی برای همین با تلاش زیاد تصمیم گرفته بود که بتونه کتاب های دیجیتال رو با قیمت مناسب تری در اختیار دوستانش قرار بده، و چون موضوع در مورد کتاب و کتابخوانی بود و من هم به عنوان یک کتابدار در فضای مجازی فعالیت می کنم کمی در این مورد با هم صحبت کردیم. در مورد خود موضوع کتابها، قیمت ها و اینکه چطور میشه راهی باشه تا دوستان کتاب های دیجیتال بهتری رو ارزون تر بتونن تهیه کنن! این بود داستان خوش من در رنگی رنگی جان!

 

بعدش هم  هی بهشون با لبخند ملیح گفتم: آغا برای کتابخونه تون کتابدار نمی خواین؟ کتابدار رنگی؟!!!؟ قول می دم سواد دیجیتالم رو ببرم بالا! قول مردونه! مژه بعدش با لبخند ملیح بهم لبخند زدن! با سکوت البته! آیا به نظر شما سکوتشون نشانه رضایت بود؟؟؟؟!

عینک خیال باطل

 

حالا از شوخی و جدی گذشته، جای همه دوستداران رنگی رنگی رو خالی کردم و یه چیزی که خیلی دوست دارم براتون بگم این بود که خیلی از ماها نمی دونیم این پست ها و مطالب و عکسهای رنگی که می خونیم و حالمون رنگی میشه و یا یه تلنگر رنگی برامون هستن، چقدر براش زحمت کشیده میشه. جلسه من دیشب تا هشت شب طول کشید و هوا تاریک شده بود اما وقتی داشتم بر می گشتم خونه دیدم هنوزم دوستان عزیز رنگی رنگی پشت سیستم هاشون مشغول کار هستن! دوست دارم از طرف خودم و خیلی از شماها که مثل من رنگی رنگی رو می خونین و دوستش دارین ازشون برای زحمات روزانه شون حتی در روزهای تعطیل تشکر ویژه و عشقولی بکنم و بهشون خسته نباشید بگمم! قلب

 

  
نویسنده : لی‌لی کتابدار ; ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ٢٥ شهریور ۱۳٩۳
تگ ها : رنگی‌رنگی

دوست داشتممم

 

تزیین ساده و رنگیشو دوست داشتم!‌

منبع عکس:

http://www.abeautifulmess.com/2014/06/birthday-cake-jello-shot.html

  
نویسنده : لی‌لی کتابدار ; ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ٢٤ شهریور ۱۳٩۳

نگاه کردن

 

این جمله معروف این کتاب یادتون میاد؟! :

آدم احساس می کند توی این دنیا تنهاست و بقیه همه با هم لیلی و مجنون اند، اما واقعا این طور نیست.

 

به این فکر می‌کنم که اگه این تعبیر در مورد چیزای دیگه هم صدق کنه، چی؟!!!! مثل زندگی کردن و زندگی داشتن؟! خیلی از ماها ساعتهای زیادی رو پای وبگردی و دیدن وبلاگ‌ها و سایتها و اینستاگرام آدمهای دیگه می‌گذرونیم! شاید خیلی هامون فکر کنیم آدمهای دیگه دارن زندگی می کنن و ما نمی‌کنیم! آدمهای دیگه دارن می‌خندن و ما نمی‌خندیم، آدمهای دیگه امکانات زندگی دارن و ما نداریم! آدمهای دیگه خونه دارن و ما نداریم! و ... ساعتها و ساعتها نگاه می‌کنیم تا ایده بگیریم، یاد بگیریم که وقتی شرایط برای ما هم مثل اونها مهیا شد بدونیم چطور باید زندگی کنیم! مثل وقتی دانشگاه قبول شدم! وقتی مستقل شدم! وقتی ازدواج کردم! وقتی رفتم سر کار! وقتی از اینجا رفتم! وقتی خودم خونه خریدم! وقتی ماشین داشتم! اما ... اما اگه این وقتی ها هرگز پیش نیاد چی؟! اگه ساعت‌ها و ساعت‌ها به عکسهای زندگی آدمهای دیگه نگاه کنیم و این باعث بشه زندگی رو اونطوری که هست نبینیم چی؟! اگه فرصت های زندگی خودمون رو با این اگر ها و وقتی ها از دست بدیم چی؟!

قشنگ‌ترین و تاثیر گذارترین جمله‌ای که من امسال شنیدم این جمله بود!!!!  جمله‌ای که مادر بازیگر برنده گلدن گلاب وقتی بچه بوده بهش می‌گفته:

 

؟ Why mom, why can’t I just watch 30 minutes of TV:

 She goes:  Don’t watch somebody on TV, do it for you, get out there  and do it for yourself 

  
نویسنده : لی‌لی کتابدار ; ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ٢٤ شهریور ۱۳٩۳

← صفحه بعد